سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
76
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
از اين بىحيائى ! گمان مكن كه بايد اكهورى عريان و فقير بوده در كوچهها و بازارها بگردد ، اينك اكهوريان صاحب خدم و حشم . اكهورىبودن به دل است نه به لباس . اكهورىشدن كار هركس نيست ، كه مىتواند حيا را از خود سلب كند مگر آنكه در اين طريق زائيده شده باشد و يا آنكه از سرچشمه سيراب گرديده باشد . غايت تكبر را هرگز ديدهء كه با نهايت ذلّ [ 1 ] در شخص واحدى جمع شود ، اينك نظر كن در سفلگان متعالم [ 2 ] و دنّىالنفسان متفلسف [ 3 ] و اكهوريان متصلف [ 4 ] تا آنكه بر تو منكشف گردد كه اين هم ممكن بوده است و مىشود كه اخلاق متضاده و اوصاف متبائنه در الواح نفوس مجتمع شود . يعنى در نفوس ادنيا و اخساء [ 5 ] . اگر در اين امر غور كنى خواهى دانست كه فطرت پست و طينت دنيّه نادرست را هرگز ممكن نيست كه تربيت و تأديب به اصلاح آورد . سبحاناللَّه ! آيا اخلاق طبيعيّه تغيير مىيابد ؟ چگونه مىشود كه سجاياى [ 6 ] متوارثه [ 7 ] و منش و خوهائى كه به نهج ژنرسيون [ 8 ] حاصل شده باشد ، به سعى و كوشش معلم و مربى زائل گردد . مدارس و مكاتب عقول سليمه زكيه را دانش و بينش مىآموزد و نفوس شريفه ذكيه را به آداب حسنه و اخلاق فاضله مزين مىسازد ، اما ركاكت [ 9 ] را از عقول سخيفه [ 10 ] و دنائت را از نفوس خسيسه ستردن نتواند . بوزينه از تربيت ، انسان مىشود ؟ ! محال است . اگر تغيير صورت به تدبير مىشدى ، البته تبديل سيرت انذال [ 11 ] و لئيمها جائز بودى ، علم و تربيت عقول و نفوس را مانند غذاست . غذائى كه صحيحالمزاج را باعث توانائى و قوت است ، همان غذا موجب ازدياد مرض بيماران است . دنّىالنفس سخيفالعقل چون به مدرسه درآيد و پا در دائره تعليم و تعلم نهد ، فكر آن ، همه اين است كه مندرجات علوم را بر وفق مقاصد دنيّه خود نمايد و خيالات معوّجه [ 12 ] خويش را در لباس مطالب علميّه به عالم جلوه دهد و شب و روز در اين انديشه خواهد بود كه فنون مكتسبه را همچنان آلت استحصال شهوات خسيسه و وسيله اكتساب اغراض دنيّه
--> [ 1 ] . خوارى [ 2 ] . مدعيان علم [ 3 ] . مدعيان فلسفهدانى [ 4 ] . متملق و چاپلوسىكننده و تكلفكننده در مدح [ 5 ] . مردم پست و حقير [ 6 ] . عادت و خوها [ 7 ] . موروثى [ 8 ] . توارث [ 9 ] . سستى و ضعف [ 10 ] . سبكى [ 11 ] . فرومايگان [ 12 ] . كج